اصول و قواعد تدوین فرهنگهای بسامدی

فرهنگ بسامدی (concordance) برای تمامی متون مهم شعر و نثر از نیازهای مسلم پژوهش در زبان، ادبیات و دیگر زمینههای مرتبط یا مشترک با آنها در عصر جدید نیست و تنها چند فرهنگ از این دست، آن هم برای اشعار حافظ، سعدی و معدودی دیگر، با پیروی غالبا از غرب (آن هم غالبا ناسنجیده، ناروشمند و پر از اشتباهات کلی و جزئی) تالیف شده است. لذا این نگارنده با توجه به همین نیاز و برای نخستین بار بر آن شده که با پژوهشی نسبتا گسترده در منابع متعدد غربی (انگلیسی) و سنجش شیوههای آنها با همدیگر بکوشد تا نوعی راهنمای اولیه را بر اساس مناسبترین روشهای تالیف این گونه فرهنگ به زعم خود در اختیار علاقهمندان قرار دهد. چنانکه در کتابنامه این نوشتار آمده فرهنگهای فراوان مربوط به اشعار شعرای انگلیسی‌زبان همچون شکسپیر، سمیوئل جانسن، میلتن، پوپ، آرنولد، سیدنی، تنی سن، لارنس، هاپکینز، ویتمن و... بررسی قواعد و روشهای خاص هر کدام استخراج شده تا شاید مورد استفاده مولفان هموطن قرار گیرد. یافته بسیار مهم دیگر اینجانب این بود که با بررسی دقیق فرهنگهای بسامدی تالیف هموطنان و پیگیری اشتباهات کلی و جزئی آنها به ویژه در مورد روش کار، موفق به ریشه‏یابی آنها گردید، و خلاصه قضایا این که نخستین تالیفکنندگان ما ظاهرا با این گمان که فرهنگ شاهنامه فریتس مولف یک فرهنگ بسامدی است، در کارهایشان دقیقا و کاملا از آن پیروی کردند؛ در حالی که یک فهرست واژگان (glossary) است، و نه فرهنگ بسامدی (concordance) مطابق تعریف رایج. از همین رهگذر بود که برخی عیوب و خطاهای مهم روشی از همین آغاز کار در فرهنگهای بسامدی نشریافته از سوی فرهنگستان زبان وقت راه یافت، و بعدیها هم (همچون شادروان مهیندخت صدیقیان، مؤلف بسامدی حافظ) یا جای پای قبلیها نهادند، و این در حالی است که چنان که در فقره قبلی اشاره شد، فرهنگ بسامدی حافظ از گروه ایتالیایی به دلیل آشنایی با روشهای درست در این زمینه (مسبوق به سابقه چهار قرنه از رنسانس به بعد) از اشتباهات یاد شده برکنار مانده است. به هر روی، من امیدوار بودم تا این پژوهش اولیه آغازی باشد برای کارهای اساسی‏تر و بهتر، اما متاسفانه پس از گذشت سالها از ارائه آن ( سال 1377) هنوز این انتظار برآورده نشده است.

تصویر امنیتی