گزارشی از روز دوم همایش «گفت‌و‌گو با حافظ»

اخبار شهر کتاب - در روز دوم این همایش دو روزه علی‌اکبر احمدی‌دارانی، محمدجواد عظیمی، سعید حمیدیان، سید حسن شهرستانی، آیدین آغداشلو و غلامحسین ابراهیمی‌دینانی سخنرانی کردند.

همایش دو روزه «گفت‌و‌گو با حافظ» عصر روزهای شنبه و یکشنبه 18 و 19 مهرماه در سالن اجتماعات مرکز فرهنگی شهر کتاب برپا شد. این همایش به همت شهرکتاب مرکزی، دانشنامه‌ فارس و موسسه آموزش

عالی حافظ شیراز برگزار و استادان و حافظ‌شناسان به سخنرانی و ارایه مقاله در مبحث‌های گوناگون گفت‌و‌گو با حافظ پرداختند.

در روز نخست همایش «گفت‌و‌گو با حافظ» علاوه بر سخنرانی مهدی فیرزوان؛ مدیر عامل شهر کتاب و علی اصغر محمدخانی؛ معاون فرهنگی شهر کتاب، کورش کمالی‌سروستانی به بررسی کارنامه حافظ‌پژوهی در قالب «ده سال با حافظ» پرداخت. بهاء‌الدین خرمشاهی به «استشهادهای ظریف به ابیات حافظ»، اصغر دادبه «حافظ و اصلاح اجتماعی»، مهدی محبتی «دانش و رندی در گفت‌وگو با حافظ» و حسن بلخاری «نسبت زیبایی و حقیقت» را در شعر حافظ بررسی کردند.

 

نخستین سخنران روز دوم این همایش دکتر علی‌اکبر احمدی‌دارانی، استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان بود. وی در آغاز سخنانش گفت: در پژوهش‌های حافظ‌شناسی به این نکته رسیده‌ایم که شناخت و بررسی تأثیرپذیری حافظ از دیگر شاعران پیش از خود، از رودکی تا سعدی و سلمان و خواجو بسیار بوده و حتی حافظ به شعرای گمنام زمان خود دسترسی داشته یا به هر نحوی از شعر آن‌ها آگاهی داشته است.

 

همایش گفت‌وگو با حافظ - شهر کتابوی به ظرافت این تأثیرپذیری اشاره کرد و افزود: این تأثیرپذیری به صورتی هنری و در نهایت ظرافت، در شعر حافظ نمایان شده است. حافظ با تغییر یا جابجایی یک کلمه، آن چه را دیگران گفته‌اند، به بهترین شکل، پیراسته و از نو ساخته است.

 

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در پژوهش‌های حافظ‌شناسی، بیشترین تأثیرپذیری حافظ را از شعر شاعران بررسی کرده‌اند و تنها در یکی دو نمونه تأثیرپذیری حافظ را از متون غیر شعری مورد توجه قرار داده‌اند. حافظ از نامه‌های دیوانی و اخوانیات و از ترکیب‌ها و مضمون‌های رایج نامه‌ها در شعرش بهره گرفته که نشان دهنده آشنایی وی با این نامه‌هاست.

 

وی افزود: به نوعی شاید دیوانی بودن وی را که برخی از محققان به آن اشاره کرده‌اند، تأیید می‌کند. تمام منشآت و نامه‌های در دسترس پیش از روزگار و همزمان با حافظ بررسی شده و به این نکته دست یافته‌ایم که برخی از ترکیب‌ها و مضمون‌هایی که حافظ در شعرش به کار گرفته از نامه‌های دیوانی است.

 

وی به نمونه‌ای در این زمینه اشاره کرد و گفت: امر «باب حاجت» به وفور در نامه‌های دیوانی به کار رفته و حافظ تحت تأثیر این نامه‌ها این واژه را در اشعار خود به کار برده است. ترکیب هواخواهی و ذکر اشتیاق و آرزومندی نیز در اشعار حافظ مشاهده می‌شود.

 

احمدی‌دارانی یادآور شد: در نامه‌های دیوانی اشعاری داریم که از شعر عرب و فارسی‌زبانان بهره گرفته است. همچنین می‌بینیم که در تمام نامه‌ها شعر معروفی است که به صورت سنت ثابت درآمده است. شباهت عجیب برخی از شعرها در نامه‌های دیوانی و اشعار حافظ احتیاج به تحقیق بیشتر دارد زیرا شعر حافظ عرض حاجت و نیاز است.

 

نقصان‌های کارنامه حافظ‌پژوهی را دریابیم

 

علی اصغر محمدخانی معاون فرهنگی شهر کتاب نیز گفت: روز حافظ نگاه مغتنمی است که به کارنامه حافظ‌پژوهی نگاهی بیندازیم که در چه عرصه‌ای حافظ‌شناسی پربار است و در چه زمینه‌ای با نقصان روبروییم. این همایش‌ها با ارزیابی گذشته می‌تواند در هر بابی بار دیگر انس بیشتری با ادبیات کلاسیک داشته باشد.

 

وی افزود: ما باید کوشش کنیم که کمتر حرف‌های گذشتگان را تکرار کنیم و بهتر است در این زمینه نکات تازه‌ای کشف کنیم و پیوندی بین نیازهای امروز با دیروز داشته باشیم. تنها نگاه بسته و کلاسیک گذشته نمی‌تواند در این امر به ما یاری رساند.

 

معاون فرهنگی شهر کتاب یادآور شد: با دریافت‌هایی که در حوزه و مباحث جدید مطرح می‌شود و با فعالیت‌های میان رشته‌ای بین ادبیات، روانشناسی، سینما، تئاتر و... باید نگاه ما به ادبیات کلاسیک تفاوتی نسبت به گذشته داشته باشد.

 

حافظ با همه بزرگی مجسمه‌ای ندارد

 

کورش کمالی سروستانی مدیر دانشنامه فارس به مجسمه‌های شاعران ایرانی اشاره کرد و گفت: حافظ با همه بزرگی هنوز مجمسه‌ای در ایران ندارد و فردوسی، سعدی و عطار به پایمردی استاد ابوالحسن صدیقی صاحب مجسمه شدند ولی چندلایگی حافظ اجازه نداده است که حافظ دارای طرح باشد.

 

موسیقی شعر حافظ بی‌نظیر است

 

همایش گفت‌وگو با حافظ - شهر کتابسپس محمدجواد عظیمی که پایان‌نامه‌اش را درباره «موسیقی شعر فارسی» به رشته تحریر درآورده بود، سخنانی را درباره موسیقی شعر حافظ ارایه کرد. این پژوهش به عنوان پایان‌نامه برگزیده به کوشش مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به موسیقی و ادبیات قرار گرفته است.

 

وی به مقایسه موسیقی شعر حافظ با خواجو و سلمان ساوجی پرداخت و گفت:‌ یکی از تفاوت‌های سروده‌های سلمان و حافظ، پایان بندی مصراع اول اشعارشان است که سلمان هنر خاصی در این زمینه ندارد ولی حافظ به انتهای مصرع اول بسیار توجه می‌کند. در این زمینه درمی‌یابیم که تفاوت سبک شخصی بین حافظ، خواجو و سلمان ساوجی وجود دارد.

 

وی در ادامه سخنانش افزود: حافظ بیشترین تکرار را در ابتدای هجاها می‌آرود ولی خواجو و سلمان در انتهای هجا بیشترین تکرار را دارند. این یعنی حافظ ولخرجی در تکرارها نمی‌کند. حافظ آهنگ شعرش را با وزن مطابقت نمی‌دهد زیرا این وزن نیست که با هجای کشیده و تغییر کمیت «واکه» نسبت به وزن فاصله بگیرد.

 

عظیمی خاطرنشان کرد: برای موسیقی شعر چند مقاله با اهمیت از خانلری و کتاب «موسیقی شعر» را از شفیعی کدکنی داریم که نکته‌های ارزشمندی را دربردارد؛ ولی برخی دیگر از کتاب‌ها مبنای علمی ندارد و من کوشش کرده‌ام به موسیقی شعر دست یابم که چرا بعضی از اشعار حماسی، غمگین و یا شاد هستند زیرا وزن شاد و غمگین برای من ناشناخته بود.

 

وی به زیباترین غزل حافظ اشاره کرد و گفت: زیباترین و استثنایی‌ترین غزل حافظ را نمی‌‌توان جست؛ ولی موسیقیایی‌ترین بیت حافظ را می‌توان در این مصرع «من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ» دید که استاد سایه آن را کشف و شفیعی کدکنی نیز در کتاب «موسیقی شعر» خود این مسأله را مطرح کرد. در این مصرع کمتر تکرار واکه‌ها آمده است.

 

وی افزود: طرح‌های آوایی در قرآن کریم نیز مشاهده می‌شود و در سوره «شورا» می‌بینیم که 10 فتحه پشت سر هم می‌آیند. ما باید ویژگی‌های صوتی‌ای را که در شعر پنهان است کشف کنیم تا بتوانیم موسیقی اشعار بزرگان را در وزن‌های مختلف تشخیص دهیم.

 

حافظ، اعتدال را می‌پسندد

 

همایش گفت‌وگو با حافظ - شهر کتابدکتر سعید حمیدیان استاد ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی در روز دوم همایش «گفت‌وگو با حافظ» به مسأله «نوعی ایهام در کل بیت» پرداخت و گفت: قرن 8هجری قمری، قرن ایهام است و عموم شاعران این قرن، ایهام‌باره هستند. شکی نیست در میان رعایت اعتدال و آن چیزی که ارتباط با اندیشه شاعران دارد، مسأله‌ای نهفته است.

 

وی افزود: ایهام را به عنوان قضیه غالب و مسلط در شعر حافظ می‌شناسیم ولی اگر حافظ را با دیگر شاعران سده 8 هجری قمری قیاس کنیم می‌بینیم که بسیار محافظه‌کار است و در اشعارش نمی‌خواهد که از کلمات ایهامی استفاده کند و این مسأله برای او از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

وی به اشعار خواجو نیز اشاره کرد و گفت: در سده 8 هجری قمری ما خواجو را داریم، خواجو پیش از حافظ می‌زیسته و تأثیر بسیاری بر او این شاعر غزل‌سرا گذاشته است. به گمان من خواجو شاعر خلاقی است و ذهن خلاقی دارد و سازنده و ابداع‌گر خوبی است؛ ولی در مسأله ایهام، حد را نمی‌شناسد و افراط می‌کند، شعرهایی دارد که نفس آدم را می‌گیرد. هنگامی که صحبت کرمان و ایوب می‌آید حتما باید قضیه کرم و کرمان و ایوب با هم مطرح شود و این تکرار باعث می‌شود که هوایی نفس‌گیر از تکرار خود ایجاد کند.

 

این استاد دانشگاه یادآور شد: خواجو التزام می‌کرده و حتی زمانی که غزل می‌گوید تک تک کلماتش ایهام داشته است. شاعر باید در نظر بگیرد یکی از مسایل مهم در شاعری رعایت حد است. حافظ با این که به ایهام شهره است ولی هرگز به خود اجازه نداده که کلام را در این حالت بسراید.

 

وی افزود: حافظ چونان که همه می‌دانند انواع و اقسام ایهام را دارد، ایهام ساختاری، لفظی، خطی، ترجمه و... اما غرض من از این نوع ایهام، ایهامی است نه در حد واژه بلکه ایهامی که در کل بیت‌ها آمده و حافظ خواستار آن است. قرن 8 هجری قمری شاعرها روی دست هم بلند می‌شوند و خواجو نیز به دلیل آن که بر سر شاعران دیگر چیره شود آن بلاها را بر سر اشعار خود آورده است و من نمونه‌های متعددی از اشعار خواجو استخراج کرده‌ام.

 

حمیدیان در ادامه سخنانش خاطرنشان کرد: در برخی مواقع کل بیت‌‌ها ایهام دارد و برخی الفاظ کل بیت را دگرگون می‌کند و بعضی دیگر نیز هر ضلع آن معنایی را در خود نهفته دارد. جرعه در شعر به معنای دعای صبحگاهی می‌آید و در قرآن کریم این مسأله بسیار آمده است که در سحرگاه استغفار می‌کنند، ندبه می‌خوانند و نیایش می‌کنند و در شعر فارسی از همین استغفار مایه گرفته‌اند و دعای صبحگاهی را به جرعه تبدیل کرده‌اند.

 

وی در ادامه سخنانش افزود: دم زدن یعنی جرعه زدن و جرعه بالا انداختن. سنایی می‌گوید که جرعه یعنی دعای سحرگاهی. دُرد نیز معنای اوراد صبحگاهی می‌دهد که در سنت شعر فارسی بیان شده است. «خُم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی» یک ایهام ساختاری دارد که شارحان ما سر این مسأله اختلاف داشته‌اند، حسین‌علی هروی معتقد است این می، می انگوری است و این مسأله ایهام را می‌رساند اما سید محمد راستگو می‌گوید بر عکس این باده انگوری نیست بلکه باده حقیقت، خدایی و وحدت است.

 

این استاد دانشگاه یادآور شد: شاعر در این مصرع با این مسأله بازی کرده و در همه جای اشعارش از واژه فنا استفاده کرده است. در این جا معلوم نیست که فنای عرفانی است یا فنای جسمانی. شاعران قرن 8 به دنبال نوعی ایهام می‌گردند که مخاطب را بین دو معنی سرگردان کنند؛ در صورتی که معنای دیگری وجود دارد که ذهن را به سمت دیگری از معنا بکشاند.

 

مرزبندی واژه‌ها در اشعار حافظ کار مشکلی است

 

همایش گفت‌وگو با حافظ - شهر کتابسپس دکتر سید حسن شهرستانی، معاون پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی درباره «مدارا و مروت در گفت‌وگو با حافظ» سخن گفت.

 

 

 

وی بحث مدارا و مروت را در شعر حافظ کاوید و افزود: ایهام وجه خاص شاعران قرن 8 هجری قمری است و اوج ایهام‌های زیبا در اشعار آن‌ها مشاهده می‌شود. بسیاری از ابیاتی که این شاعران مطرح می‌کنند وجه ایهامی دارد. مطرب عشق، نگاه سرو و... کاربرد اصطلاحی در اشعار حافظ دارد.

 

وی افزود: مدارا و مروت تداعی کننده نیت حافظ است و در بیت «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدار» این مسأله به روشنی آشکار است. اگر به مفهوم مروت در این بیت بنگریم با فتوت همراه است. فتوت‌نامه‌ها در قرن 4 هجری قمری به کار رفته‌اند. به این دلیل نگاه ما باید به اشعار شاعران مفهومی باشد نه نگاه واژه‌ای.

 

این پژوهشگر و استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ما وجوه شخصی حافظ را نمی‌توانیم به ادب، هنر و عرفان و... تفسیر کنیم؛ اما هنر آن است که حافظ به بیان لطیف و هنرمندانه مطرح شود. بردباری و تسامح که به مدارا نزدیک است در اشعار حافظ مشاهده می‌شود و فردوسی نیز مدارا را برادر خرد می‌داند و تعبیری که به روایات اسلامی نزدیک است این مسأله را در بردارد که همواره علم را با حلم هم‌سو می‌دانند و علم را در فرهنگ اسلامی با مدارا آورده‌اند.

 

وی به اشعار حافظ اشاره کرد و مروت و مدارا را در سروده این شاعر غزل‌سرا بسیار پررنگ دانست و گفت: مدارا 151 مورد، مروت و عیاری 92 نمونه در اشعار حافظ مشاهده می‌شود و 53 مورد نیز ترکیبی از هر دوست.

 

وی به تفاوت صبر و حلم اشاره کرد و گفت: صبر با حلم تفاوت بسیاری دارد. صبر شکیبایی پس از حادثه است؛ اما حلم خویشتنداری پیش از حادثه است و مروت از عناصر عدالت بهره می‌جوید. انسان‌ها از عدالت می‌افتند اگر اهل مروت نباشند و توجه به نیکی‌ها و دوری جستن از بدی‌ها نیز می‌تواند عدالت را به همراه آورد. مروت، عمیق‌تر از مدارا به مسأله نگاه می‌کند و مدارا کنار زدن حوادث و یا از کنار حوادث گذر کردن است.

 

شهرستانی نمونه‌هایی را از ترکیب مروت و مدارا از اشعار حافظ برای حاضران در جلسه خواند و مناعت و عزت نفس را در اشعار حافظ بسیار دانست و گفت: مرزبندی واژه‌ها در اشعار حافظ کار مشکلی است؛ زیرا حافظ واژه‌ها را با نظم خاصی در اشعارش استفاده کرده است.

 

 

 

نقاشان در طول تاریخ نسبت به حافظ جفا کرده‌اند

 

همایش گفت‌وگو با حافظ - شهر کتابآیدین آغداشلو، نقاش، نویسنده و طراح در همایش «گفت‌وگو با حافظ» درباره «تصویرگران حافظ»، گفت: ارتباط نقاشان و حافظ شاید نگاه دیگری باشد به یکی از بزرگترین و والاترین پدیده‌های فرهنگ ایران قدیم. نقاشی قدیمی ایرانی یعنی نگارگری سابقه‌ای طولانی دارد ولی تصویرگری برای دیوان‌های شعرای بزرگ چندان سابقه‌ای در ایران ندارد.

 

وی که عصر روز یک‌شنبه (19 مهرماه) در تالار اجتماعات مرکز فرهنگی شهر کتاب سخن می‌گفت به قدیمی‌ترین نمونه نگارگری اشاره کرد و افزود: در طول تاریخ قدیمی‌ترین نمونه نقاشی‌ها به «ورقه و گلشاه» اختصاص دارد که از عصر سلجوقی فراتر نمی‌رود. همچنین شاهنامه‌ فردوسی در دوره‌های مختلف تصویرگری شده است و از قرن 7 هجری قمری دورتر نیست که صحبت نقاشی برای دیوان حافظ مطرح می‌شود.

 

وی افزود: میان هنرهای مختلف ایران نزدیکی بسیاری وجود دارد، آواز و موسیقی، موسیقی و نقاشی، موسیقی و ادبیات، هنرهای تجسمی و معماری که در هر بخش این هنرها ارتباط نزدیکی وجود دارد. در گذشته نقاشان موظف بودند که آثار ادبی را تصویر کنند و تصویرگری جزو هنر خاص ایران است؛ ولی نگارگری در آن نادیده شده است. نگارگری برای روشن‌تر کردن یک داستان، قصه و متن به کار می‌رود و پیچیده بودن آن را آشکار می‌کند.

 

این هنرمند خاطرنشان کرد: هنگامی که به تاریخ نقاشی ایران نگاه می‌کنیم می‌بینیم بیشتر شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی نگارگری شده است و مثنوی مولوی بسیار کم نقاشی شده، حتی 10 نسخه در دست نداریم که مثنوی را مصور به تصویر کشیده باشد. در طول فرصت تاریخی برای نقاشان، مثنوی مولوی نگارگری بسیار کمی دارد و این مسأله به علت تقدس مثنوی است. قرآن کریم غیر قابل تصویرگری تشخیص داده شده و برای شاعران قدیمی، مثنوی باید گنجی برای تصویرگری و منبع خلق و نقاشی می‌شد؛ ولی به علت تقدس آن بسیار کم طراحی شده است.

 

وی افزود: سفارش نگارگری انگیزه اصلی نقاشی برای دیوان شعرای بزرگ بوده و استنباط هنرمند تصویرگر با شعر و جهان شاعر، مضامین قصه‌ها و حکایت‌ها یکی از علل نزدیکی هنرمند و نگارگر با شعر شاعران است. در گذشته یک کتاب مصور خطی، گران‌بها بوده و این ارزش تا به امروز نیز ادامه دارد. برای ما مشخص است که یک هنرمند نمی‌توانسته یک دیوان را با تصاویر صفحه‌ای، به تصویر کشد و دین خود را به شاعر ادا کند.

 

این طراح و هنرمند در ادامه سخنانش یادآور شد: آیا در گذشته جایگاه حافظ شناخته شده نبود؟ گمان می‌کنم که این طور نبوده و به جز معشوق امکانات تصویرگری دیگری نیز داشته است. ولی می‌بینیم که دیوان سعدی و نظامی بسیار بیش‌تر از اشعار حافظ تصویرگری شده است. تصاویری که از دیوان حافظ مشاهده می‌شود متناقض‌نماست. باید بدانیم که دیوان حافظ قابل تصویرگری است.

 

وی افزود: بوستان و گلستان یکی از مجموعه‌هایی است که پر از حکایت است ولی در دیوان حافظ هر کلمه پر از حادثه است و برای هنرمند نقطه عطفی به شمار می‌آید. البته در مواردی می‌بینیم که به ساده‌ترین وجه از یک غزل که باید تصویر شود می‌گذرند و آن را عادی تصویر می‌کنند و هر غزل با عشاق تصویر می‌شود که جوی آب، درخت، سرو و معشوقی با جامی در دست است که رایج‌ترین اشکال بوده و بیشترین تصاویر از همین مضمون برخوردار بوده‌ است. هنرمندان گذشته تنها در نقش عشاق و باغ بهشت خلاقیت داشته‌اند؛ ولی برای اهل تحقیق مشخص است که تکلیفی عظیم را به سادگی رها کرده‌اند.

 

آغداشلو خاطرنشان کرد: ما در گذشته هنرمند با استعدادی به نام «جنید» را می‌بینیم که نوع دیگری عمل کرده است و یکی از قدیمی‌ترین کارهای او دیوان «سلطان احمد جلایر» است که نقاشی‌ها را به حاشیه‌ها می‌رساند و بسیار ظریف نگارگری می‌کند و از زندگی، روشنایی و بزم و رزم، نقاشی زیبایی در حاشیه‌های دیوان می‌کشد. در حاشیه رنگ به کار نمی‌رفته تا چشم از خواندن متن منحرف نشود.

 

وی افزود: ما در دوران حافظ نسخه تصویری را نمی‌بینیم، تا دوره تیموری که آغاز نگارگری ایران است. به آغاز قرن 10 هجری قمری که می‌رسیم می‌بینیم تعداد سفارشات نگارگری برای دیوان‌ها بیشتر می‌شود و تعداد زیادی نقاش به این کار گمارده می‌شوند. نقاشی بسیار مشهور «سلطان محمد نقاش» در نیمه اول قرن 10 هجری قمری که از دیوان حافظ تصویری را نگارگری کرده نمونه‌ای است که در آن حکایت حافظ با نقاشی هنرمند هم سو است.

 

این طراح و هنرمند در ادامه سخنانش افزود: در این دیوان «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» نگارگری شده است. حافظ در این طرح پیری سالخورده است که در گوشه‌ای نشسته و کتابی در دست دارد و در آن هیاهوی انسان‌ها که همه مست در هم پیچیده‌اند تنها در کنجی نشسته و دیوانش را در دست گرفته است و سه قلندر با چهره‌هایی مضحک نشسته‌اند و کف می‌زنند. در این طرح نگارگر از جزء به کل رفته است.

 

وی افزود: هنرمند در این نسخه خطی به بزم و رزم اکتفا نمی‌کند و بسیار زیبا نقاشی این بیت حافظ را طراحی می‌کند و عبودیت نقاش را در قاب تصویر می‌کشد. با این تصویر، نگارگر ادای دین به شاعر می‌کند و به کل افلاک دست می‌یابد. شاید آن نگارگر مانند باقی نقاشان تصور نمی‌کرده که بتواند با نقاشی خود جهان آفاق حافظ را به تصویر کشد و بحری را در کوزه‌ای بریزد.

 

این نویسنده یادآور شد: شاید قصه‌گو بودن یک شاعر برای نقاش امکان بیشتری فراهم می‌کرده تا جهان بی‌شکل قابل تصویر را به نوعی تصویر کند. نگارگری که بخواهد دیوان حافظ را تصویرگری کند باید مجموعه‌ای از رنگ، نور و... را در هم تنیده به تصویر کشد.

 

آغداشلو به نکته‌ای مهم در تصویرگری‌های نقاشان اشاره کرد و گفت:‌ برخی اوقات بر اساس خواست خوشنویس، نقاشی تصویرگری هم می‌شود. خوشنویس‌ها جایی خالی در دیوان برای تصویرگر می‌گذاشتند و انتخاب نقاشی به عهده تصویرگر نبود که بخواهد با آن ابیات هم سو شود.

 

وی افزود: در طول زمان حرکت بیشتر قهقرایی شده و از قرن 12 هجری قمری تصویرگری دیوان حافظ به مسأله‌ای تبدیل شد که با گذشت زمان ساده‌تر و پیش پا نگارگری می‌شد و از قرن 13 نمونه قابل ذکر را به یاد نمی‌آوریم که غزل حافظ را بخواهد به تصویر کشد.

 

آغداشلو یادآور شد: نکته جالب این که در دوران ما شاید با کشف مجدد حافظ تحولی دیگری آغاز شد که با اشعار حافظ فال می‌گرفتند و توجه عموم به اشعار حافظ و فالنامه‌ها بسیار بیشتر شد. ولی چرا هیچ شاعر و مفسری نمی‌گوید که چرا شعر حافظ خوب است و آفاق شعر حافظ در کجاست؟ از زمانی که علامه قزوینی و قاسم غنی دیوان منقح و جذاب حافظ را چاپ کردند اشعار حافظ با استقبال عمومی آشکار مواجه شد؛ ولی تصویرگری دون‌تری نیز در قاب تصویر نشست که نیم‌رخ زنی را نشان می‌داد که گریه می‌کرد و پیرمرد مسنی زانو زده و پای بانوی زیبا را می‌بوسید. همه تصاویر به این حد نزول کرده است.

 

وی در پایان سخنانش افزود: بعد از سپری شدن این دوران و به ظهور رسیدن استادان نگارگری، کار تصویرگری رونق یافت؛ زیرا در گذشته یک بیت حافظ را نمی‌توانستند به درستی بخوانند چه برسد به این که بخواهند رازهایی را از اشعارش به تصویر کشند. از دوره استاد فرشچیان به بعد مسایل جهانی و پیش پا افتاده به هدف جهان‌بینی به تصویر کشیدند.

 

 

 

نیچه، سر تعظیم فرود می‌آورد در برابر حافظ

 

همایش گفت‌وگو با حافظ - شهر کتابدکتر غلامحسین ابراهیمی‌دینانی در همایش «گفت‌وگو با حافظ» درباره «عقل و عشق در گفت‌وگو با حافظ» گفت: همه می‌دانیم که حافظ را دوست داریم و بعد از قرآن کریم کمتر خانه‌ای است که حافظ نداشته باشد. از یک عامی تا یک فیلسوف بزرگی مانند نیچه دوستدارحافظ اند و با اشعارش ارتباط دارند.

 

وی افزود: نیچه کلامی درباره حافظ دارد که ای حافظ، تو که این همه از می حرف می‌زنی چه می‌خواهی از می، تو همان می هستی که با اشعارت عالم و آدم را مست می‌کنی، نیچه‌ای که افلاطون را تحقیر می‌کند و با زبان فارسی آشنا نیست و موسیقی نیز نمی‌داند در پیام حافظ چه می‌دیده است؟

 

این فیلسوف ایرانی در ادامه صحبت‌هایش گفت: اگر از افراد مختلف بپرسی که چرا حافظ را دوست دارند مگر چه چیزی در اوست که در دیگر شاعران نیست، هر چه فکر کنند نمی‌توانند پاسخ درستی بیابند. موسیقی، ایهام، ترکیب الفاظ که عالم صورت و هنر است به یک طرف، عالم معناست که در اشعار حافظ بسیار مهم است و در تصویر نمی‌آید. معنا نمی‌تواند در تصویر بیاید زیرا معنی از لفظ هم بالاتر است و عالم معنای حافظ بسیار گسترده‌تر است.

 

وی به بیتی از حافظ اشاره کرد و افزود: «عاشق و رند و نظر بازم و می‌گویم فاش/ تا بدانی که به چندین هنر آراسته‌ام» حافظ مستی را هنر می‌داند آیا می‌ انگوری خوردن هنر است؟ نه. هنر اصلی حافظ، مستی معرفت است، این مسأله هنر اصلی حافظ را می‌رساند. آیا نظربازی یعنی چشم چرانی؟ نظربازی یعنی نگاه و رویت که بتوانی با چشم بصیرت جهان را بنگری.

 

دینانی خاطرنشان کرد: فاش گفتن بسیار ارزشمند است، پنهان نکردن، ریا نکردن ارزشی است که در حافظ می‌توان یافت. همه حافظ ضد ریاست و پیام حافظ نیز از این مسأله مستثنی نیست و همه صدق است. گفتار نیک و صدق در فرهنگ ما از ابتدا بوده است. هزاران سال پیش در درازنای تاریخ و تاریخ پیش از اسلام نیز ما با پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک آشناییم و این مسأله را از زرتشت به یادگار داریم. هنگامی که پندار نیک باشد گفتار هم نیک است و گفتار و پندار نیک، کردار نیک را همراه خواهد داشت.

 

وی اشعار حافظ را ساحتی معنوی دانست و گفت: این هنر حافظ و ساحت معنوی اوست که سخنانش صدق و نیک باشد. فضای معنوی و عقلانی حافظ را به تصویر کشیدن سخت است. این اندیشه تصویرگران ما را می‌رساند که در این وادی گام نهادن بسیار مشکل است، زیرا حافظ از عالم معنا تصویرگری می‌کند.

 

مؤلف کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» یادآور شد: همه قدرت در دست خداوند است ولی این مسأله بسیار مهم به نظر می‌رسد که آیا انسان‌ها می‌توانند خودشان را بسازند یا خدا ما را می‌سازد؟ و در پاسخ به این پرسش می‌گوید، هنر انسان به این است که بتواند خودش را بسازد. جبرئیل و میکائیل فرشته‌هایی اند که هیچ تغییری نکرده‌اند تنها موجودی که می‌تواند خود را بسازد انسان است و اگر نتواند در این عرصه قدم بگذارد، هیچ است.

 

وی به سخن برخی از بزرگان اشاره کرد و گفت: برخی از بزرگان در تعریف انسان سخن عجیبی زده‌اند که «انسان آن موجودی نیست که اکنون هست؛ بلکه انسان آن موجودی که اکنون نیز نیست، هست» حافظ می‌گوید که من پرگارم و نقطه. او درست گفته است؛ زیرا این دَوران مسوولیت می‌آورد.

 

مؤلف کتاب «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» خاطرنشان کرد: تاریخ نیز دایره است زیرا از نقطه هستی آمده‌ایم و به آن نقطه بازمی‌گردیم. آن آغاز و انجام کجاست؟ تمام سخن حافظ همین کلمه است و با نقطه و دایره و پرگار در اشعارش بازی می‌کند تا نکته‌ای را به انسان‌ها آموزش دهد.

 

همایش دو روزه «گفت‌و‌گو با حافظ» عصر روزهای شنبه و یکشنبه 18 و 19 مهرماه در سالن اجتماعات مرکز فرهنگی شهر کتاب برپا شد. این همایش به همت شهرکتاب مرکزی، دانشنامه‌ فارس و موسسه آموزش عالی حافظ شیراز برگزار و استادان و حافظ‌شناسان به سخنرانی و ارایه مقاله در مبحث‌های گوناگون گفت‌و‌گو با حافظ پرداختند.

 

در روز نخست همایش «گفت‌و‌گو با حافظ» علاوه بر سخنرانی مهدی فیروزان؛ مدیر عامل شهر کتاب و علی اصغر محمدخانی؛ معاون فرهنگی شهر کتاب، کوروش کمالی‌سروستانی به بررسی کارنامه حافظ‌پژوهی در قالب «ده سال با حافظ» پرداخت. دکتر بهاء‌الدین خرمشاهی به «استشهادهای ظریف به ابیات حافظ»، دکتر اصغر دادبه «حافظ و اصلاح اجتماعی»، دکتر مهدی محبتی «دانش و رندی در گفت‌وگو با حافظ» و دکتر حسن بلخاری «نسبت زیبایی و حقیقت» در شعر پرداختند.

 

در روز دوم همایش نیز آیدین آغداشلو درباره «تصویرگران حافظ»، دکتر سعید حمیدیان «نوعی ایهام در کل بیت»، دکتر سیدحسن شهرستانی «مدارا و مروت در گفت‌وگو با حافظ»، دکتر علی‌اکبر احمدی‌دارانی درباره «حافظ نامه» و غلامحسین ابراهیمی‌دینانی درباره «عقل و عشق در گفت‌وگو با حافظ» سخن گفتند.

تصویر امنیتی